السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

98

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

را پذيرفته است . « 1 » عرض‌ها نُه تا هستند كه مقوله و جنس اعلى ناميده مىشوند . مفهوم عرض يك مفهوم عرضى براى آنها است ، نه يك ماهيت ذاتى تا خود ، جنس اعلاى نُه مقوله مزبور شود و اگر چنين بود مقولات منحصر در دو تا مىشدند : جوهر و عرض . نه ، عروض يك مفهوم عرضى است براى ماهيت . عروض يعنى قيام وجودى يك شىء به چيز ديگرى كه در وجودش محتاج به آن نيست ، و بنابراين عروض نحوه و طور وجودى يك ماهيت است و در ذات ماهيت وارد نمىباشد . عنوان ماهيت هم نظير عنوان عروض مىباشد ، ماهيت يعنى هر چه كه در پاسخ سؤال چيستى مىآيد ، اين معناى كلى ( آنچه كه در پاسخ . . . ) يك عنوان عرضى است براى هر ماهيتى ( چه جنس اعلى و چه جنس پايين و چه نوع ) و در ذات ماهيات نيست ، تا جنس اعلاى همهء مقولات عشر بشود . نه مقوله عرضى ، كم و كيف و اين ( مكان ) و متى ( زمان ) و وضع و جده ( ملك ) و اضافه و فعل و انفعال مىباشند : البته اين تعداد ، عقيده فلاسفه مشّاء است و دليلشان هم فقط استقراء است . مىگويند : آن‌قدر كه ما جست‌وجو كرده‌ايم بيش از اين تعداد نيافته‌ايم . برخى گفته‌اند : مقولات چهار تا هستند ، آنها مقولات نسبى ( هفت مقولهء اخير ) را يك مقوله گرفته‌اند ، علامه سهروردى معتقد شده كه مقولات پنج تا هستند ، همان چهار تا به علاوهء حركت : « جوهر ، كم ، كيف ، نسبت و حركت » . بحث در اين مقولات و تقسيم هر يك آنها به انواعى كه دارند بسيار مفصل است و ما فقط خلاصه‌اى طبق نظريه حكماى مشاء همراه اشاره‌اى به عقايد ديگران را بيان

--> ( 1 ) . اشاره به برخى مكتب‌هاى غربى كه از اساس وجود چيزى غير از عوارض ، اظهار بى اطلاعى مىكنند